باجو: هنوز صحنه پنالتی از دست رفته فینال جام جهانی 1994 جلوی چشمم است/ از مادرم خواستم مرا بکشد

باجو: هنوز صحنه پنالتی از دست رفته فینال جام جهانی 1994 جلوی چشمم است/ از مادرم خواستم مرا بکشد

9807
23:12
20 مهر 1398
ستاره سابق فوتبال ایتالیا در یک مصاحبه حرف‌های جالبی به زبان آورد.

به گزارش سایت نود،  روبرتو باجو، اسطوره فوتبال ایتالیا در فستیوال ورزش در شهر ترنتوی ایتالیا در کنار چهره‌های  مهمی سخنرانی و مصاحبه کرد.

او در ابتدای اظهاراتش درباره کودکی خود گفت: وقتی بچه بودم، عادت داشتیم با توپ تنیس بازی کنیم و آن را به پنجره‌ها بکوبیم. چیزی که بچه‌ها این روزها ندارند، لذت فوتبال بازی کردن در هر جایی است؛ حتی در خیابان. مهم‌ترین نکته در دوران ورزشی هر فوتبالیست، فروتنی است. با این فاکتور  از شکست هراسی نخواهید داشت زیرا از قبل می‌دانید  در زندگی چگونه دوباره سر پا شوید. همیشه با حضور در کنار هواداران، لذت محبت آنها را تجربه کردم. می‌دانم  برای هرکس دیدار با الگویش چه معنایی دارد و  اختصاص دادن وقت به هواداران چقدر مهم است. من فوتبالم را با آرزوی انتقال لذت آن به دیگران بازی کردم. یک روز پوشیدن پیراهن ویچنزا برای من رویا بود. بعد از یک مصدومیت جدی به فیورنتینا رفتم و بنابراین 2 سال بازی نمی‌کردم. حتی در سال سوم هم کاملا از مصدومیت رها نشده بودم. مصدومیت برای من مثل کابوس بود. روز بعد از عمل زانویم از مادرم خواستم مرا بکشد! 

او در ادامه افزود:  حتی وقتی خوب ظاهر می‌شدم، حس می‌کردم  به هوادارانی که برایم صبر کردند، بدهکارم. با هواداران فیورنتینا پیوند عمیقی داشتند و به سختی تلاش کردم تا با ویولا بمانم اما همه چیز برای من مقدر شد. کاش حداقل  مدیران فیورنتینا با من رو راست بودند. بعد از جدایی من از فیو،  3 روز در شهر هرج و مرج بود. هواداران شرایط را نپذیرفته بودند و من از اینکه دلیل این هرج و مرج بودم، احساس گناه می‌کردم؛ هر چند آخرین مقصر این ماجرا بودم.  همیشه حقیقت را گفتم اما حقیقت آن ماجرا 20 سال بعد برای همه ثابت شد. 

او درباره دوران حضور در یوونتوس افزود: به دنبال  جوایز فردی نبودم زیرا من فقط به موفقیت یووه فکر می‌کردم  و در آن برهه، یووه  در دوران طلایی میلان در اوایل دهه 1990 در سری  A  مشکلاتی داشت. فصل 1995-1996 به میلان رفتم و با قهرمانان بزرگی همبازی شدم. بولونیا هم قدم بزرگی بود زیرا در میلان به طور مستمر بازی نمی‌کردم. بنابراین تصمیم گرفتم جدا شوم. بولونیا شهر فوق العاده ای برای من بود و در آنجا از بازی  لذت بردم. از پوشیدن پیراهن اینتر خیلی خوشحال شدم زیرا آنها در ژانویه سال قبل هم برای خرید من تلاش زیادی کردند اما نمی‌خواستم  به بولونیا خیانت کنم و در میانه فصل جدا شوم. با پیوستن به برشا به دنبال حضور در باشگاهی بودم که به خانه‌ام نزدیک‌تر باشد زیرا قبل از آن 3 ماه تنهایی تمرین می‌کردم.  امیدوار بودم ویچنزا با من تماس بگیرد اما  سران تیم  تماس نگرفتند. یک شب تلفن زنگ خورد و کارلو ماتزونه خواست در مورد برشا با من صحبت کند. آن شب یک افسانه متولد شد. ماتزونه هیچ علاقه‌ای به تضاد نداشت. او مرد دانایی است. 

باجو درباره سایر مربیانش اظهار داشت: من خوش شانس بودم که با مربیان بزرگی کار کردم اما گاهی روابط ما دچار مشکل می‌شد زیرا مخالفت‌های جزئی با هم داشتیم. مردم عاشق من بودند. همیشه توجه و محبت زیادی اطراف من بود و اگر خوب بازی می‌کردم،  همه در موردم حرف می‌زدند. به همین دلیل مربیان وقتی  به من بازی نمی‌دادند، مورد انتقاد قرار می‌گرفتند.  هرگز کاری نکردم که خودم را مقابل هر کسی مخصوصا مربی تیم قرار دهم. همیشه سعی کردم تمام توانم را برای تیمم بگذارم. من با آریگو ساکی هم رابطه خوبی داشتم اما در ادامه  شرایط تغییر کرد. 

او درباره پنالتی از دست رفته معروف در فینال جام‌جهانی 1994 افزود:  هرگز در تمام زندگی‌ام پنالتی خودم را به بالای تیرک دروازه نزدم. فقط همان یک بار آن اتفاق افتاد. از آن زمان تاکنون هنوز بارها قبل از خواب آن لحظه جلوی چشمم می‌آید. آن لحظه در ذهنم هنوز بازسازی می‌شود.به عنوان یک بچه همیشه آرزوی این را داشتم که در فینال جام جهانی با پیراهن ایتالیا مقابل برزیل بازی کنم. تنها چیزی که در رویایم نبود، این بود که در فینال جام جهانی مقابل برزیل، پنالتی را از دست بدهم. دیگر به من زمان ندادند تا آن لحظه را جبران کنم. به جام جهانی 2002 امید زیادی داشتم اما مرا دعوت نکردند  و در خانه ماندم. شاید اگر این را بگویم مغرور به نظر برسم اما معتقدم من شایسته حضور در آن جام جهانی بودم؛ هر چند که بعضی‌ها در مورد وضعیت بدنی من شک داشتند.  شایسته حضور در آنجا بودم و فوتبال این جام  را به من بدهکار بود.

باجو درباره مقایسه رونالدو و مسی اضافه کرد: هر دوی آنها پدیده هستند. پائولو دیبالا هم  کیفیتی باورنکردنی دارد. یووه مردی را روی نیمکت خودش  آورده که به فوتبال زیبا اعتقاد دارد اما او  زمان می‌خواهد. دیدن بازی نیمار هم سرگرم کننده است. چطور شما می‌توانید از چنین بازیکنی بدتان بیاید؟ واقعا دوست دارم در فوتبال امروز بازی کنم. وقتی می‌بینم  داوران برای دیوار دفاعی حریف خط می‌کشند، به این فکر می‌کنم که می‌توانستم چقدر گل‌های  بیش‌تری  روی ضربات آزاد بزنم؛  نه تنها من، بلکه زیکو، میهایلوویچ و  بقیه بازیکنان آن زمان. 

1977

نظرات کاربران
سارا اس اسی
بهترین فوتبال. از نظر فنی اخلاقی و محبوبیت. خوشبحال ما که بازی هاتو دیدیم
۲۱ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۴:۵۴:۲۷
پاسخ
1
14
عشقم پرسپولیس ، جانم پرسپولیس ، عمرم پرسپولیس
امیدوارم برای دادن نظر به این کامنت دیر نکرده باشم.همیشه عاشق روبرتو باجو و دینو باجو بودم و هستم.واقعا دیوانه کننده بودن این دو برادر.افسانه های فوتبالی ما با با اینها شروع شدن و الان هم که با مسی و رونالدو و نیمار و ... داره میره جلو.ولی نمیدونم چرا فوتبال مثل دهه نود میلادی برام جذاب نیست.خداییش فوتبال های اون موقع برام ریشه ای تر و تکنیکی تر و هیجان تر بودن.ولی از همه اینها بگذریم قشنگ معلومه تو این کامنت ها کی چند سالشه و این دوستان جوونمون که سایت و کامنت ها رو به هم میریزن خبری ازشون نیست چون چیزی نمیدونن از اون دوران که بخوان شروع کنن به سم پاشی.شاید یکی از مواردی که باعث میشه فوتبال دهه 90 قشنگ تر باشه برا من نحوه ی هواداری تیم ها برا منه که مثل الان نبود که هواداران تهمت بزنن به همه و حتی مربیها و بازیکن ها همدیگه رو هر چی دوس دارن بگن.
۲۱ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۴:۲۱:۲۳
پاسخ
3
16
پرسپولیس
ما هم هنوز اون تصویر کذایی جلو چشمامونه تصویر اسطوره هامون باجو و باره‌سی که در یک آن کاخ آرزوهامونو ویران کردن، هرگز طرفدار برزیل نبودم ولی بعد از اون اتفاق همیشه از برزیل و تافارل متنفر بودم با اینکه نمیشد اون تیم با روماریو و به‌به‌تو رو دوست نداشت چقدر کیت تیم ها زیبا بود تو جام جهانی ۹۴ سردمدارشون هم کیت های خورخه کمپوس کوتاه قد بود
۲۱ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۳:۱۲:۴۵
پاسخ
3
25
مسعود هستم
به نظرم اگه مورینیو بیشتر دقت میکرد و بازیهای باجو رو بیشتر می دید هیچوقت انقدر با قاطعیت نمی گفت که کسی مثل رونالدوی برزیلی در فوتبال ندیده... باجو دیوانه کننده بود. متعهد بود، خوش تکنیک و مفید بود. با اخلاق بود. خوش تیپ بود...این لعنتی همه چی داشت. بسیاری با دیدن باجو عاشق فوتبال شدند. یادم میاد وقتی پنالتی رو خراب کرد تا صبح خوابم نبرد و گریه کردم. ولی هرگز لحظه ای از باجو دلخور نبودم چون عاشقش بودم و این هم بخشی از سرنوشت بازیکنان بزرگ هستش. دلپیرو تنها کسی بود که بعدا به لحاظ فوتبالی به باجو نزدیک شد ولی باز هم باجو چیز دیگری بود...من با باجو عاشق ایتالیا شدم و هنوزم هستم.
۲۱ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۴۱:۳۶
پاسخ
2
26
رضا مالدینی
و من هنوز وقتی عکس برگردون های دوران کودکی ام را در انبار تاریک خانه پدری میبینم وقتی به عکس آیدینی که تو دست به کمر جلوی دروازه خالی زمین سبز را مینگری میرسم تازه میشود زخم کهنه ای که هنوز سر نبسته. دوستت دارم بودای کوچک دوستداشتنی
۲۱ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۰۶:۱۱
پاسخ
2
36
Mohammadblue
تکنیک و شخصیت خاصش که خیلی جالب بود به کنار ولی یکی از ایراداش از نظر خیلی از فوتبالی ها تعصب نداشتنش بود. درکشوری که مهد تعصب و ماندگاری بازیکنان بزرگ درتیم های خاص بود و تعصب به پیراهن از دستمزد مهم‌تر بود روبرتو باجو بلعکس همه، هرجا و هرتیمی که شرایط بهتری داشت باجو اونجا بود و اصلا تعصب و علاقه ای به تیم خاصی نداشت و براش فرق نمی‌کرد و اهمیت نمی‌داد که طرفداران و رسانه ها درموردش چی میگن! این نوع بازیکنان رو من یکی خیلی خوشم نمیومد و نمیاد حالا هرکی میخواد باشه.....
۲۱ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۲۶:۳۹
پاسخ
16
4
سارا اس اسی
و البته تنها کسی که به همه تیم های رقیب و دشمن رفت ولی انقدر خاص و دوست داشتنی بود که منفور طرفدارها نشد که هیچ بسیار هم محبوب باقی موند. باجو با همه فرق داره.
۲۱ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۴:۵۶:۴۴
0
12
علی
نمیدونم دیگه بازیکنی مثل باجو پیدامیشه که بتونه باخلاقیت وتکنیک باورنکردنی خودش، توعرض زمین دریبل بزنه و دفاع حریف رو به هم بریزه؟ من با باجو فهمیدم فوتبال خارجی چیه و بعدتر هم منچستر فرگوسن و میلان کارلتوی بزرگ... یادش بخیر
۲۱ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۱۰:۴۵
پاسخ
0
29
روبرتو باجو(ضد مکتب شوالیه جعلی)
بعد از باجو دیگه نداریم
۲۱ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۰۲:۱۱
0
16
...
باجو هم قیافه جذابی داشت هم بازیکن خوبی بود. یادمه سنم خیلی کم بود و تازه میفهمیدم فوتبال یعنی چی. اون موقع پدرم و عموهام و... همه فوتبال نگاه میکردن. ما شهرستان بودیم و کلا تلویزیون خیلی کم بود. بابای من یه تلویزیون ناسیونال 14 اینچ خریده بود و به هوای همین تلویزیون همیشه خونمون پر مهمون بود. بازی های 94 خیلی دلپذیر بود و همش خاطره. چه بازیکنان بزرگی وجود داشتن. یادش بخیر. کم کم داریم نزدیک به چهل سالگی میشیم. اوووه پیر شدیم بچه ها
۲۱ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۴۷:۱۵
پاسخ
0
35
حافظ
روبرتوی عزیز من از هزاران کیلو کتر رورتر آن پنالتی را مستقیم دیدم و با کل نشدن آن محکم به زمین کوبیدم و هنوز هم حسرت آن کل ننشده را می خورم . البته فقط به خاطر این که تو نزدی هر جا هستی برایت بهترین ها را خواستارم بازی زیبای تو برای هم نسل های من در شرف بازنشستکی هستیم بسیار دل انگیز و خاطره خوش است. موفق باشی
۲۱ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۰۸:۵۹:۲۹
پاسخ
0
17
فری مو طلایی
منم به عشق این ستاره عاشق فوتبال شدم و قبول دارم بعد جام ۹۴ هیچ جامی جذابیت نداشت ، فقط حیف که اون پنالتی .....
۲۱ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۰۸:۰۰:۵۶
پاسخ
0
14
بارسا پرسپولیس مسی
ای جونم باجو چقدردلم واسش تنگ شده من عاشق ایتالیا و فوتبال شدم فقط بخاطر باجو بود از جام جهانی نود دیونش شدم باجو هم ازاون بازیکنایی بود که ب حقش نرسید
۲۱ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۰۱:۴۵:۲۹
پاسخ
0
19
Wien
جام جهانی ۱۹۹۴ٓ پر از خاطره س،از بازیکن کلمبیا بگیر که گل بخودی زد و بعدا در کشورش کشته شد،تا لحظه گل مارادونا به یونان که آمد جلو دوربین و از ته دل فریاد زد و البته این آخرین صحنه مارادونا بود،چون بعد از بازی دوپینگش مثبت اعلام شد و محروم شد و کلا از بازیهای ملی هم کناره گیری کرد،در آن ج.ج تیم رومانی و بازیکنی بنام گئورگی هاجی به دنیا معرفی شد که لقب مارادونای اروپا را گرفت و از خاطرات دیگه این ج.ج خود کشور آمریکا و ورزشگاههای مملو از تماشاگر بود.بازیکنانی مثل روماریو ، باجو، ماتیوس،استویچکوف،هاجی و خیلی از ستارگان دیگه که واقعا خاطره انگیز بودن.
۲۱ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۰۱:۳۳:۳۸
پاسخ
1
18
قشقایی کبیر
اون تیم برزیل 94 واقعا حیف بود که قهرمان نشه ... دیگه برزیل مثل اون تیم را نداشته تو این سالها...
۲۱ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۲۸:۴۸
13
3
حق گو
تو خود عشق هستی
۲۱ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۰۰:۴۲:۰۸
پاسخ
0
99
مسعود
وااای چقد زود خاطره شدین روبرتو باجو فابریتسیو راوانلی جیانلوکا ویالی در یووه چه مثلثی بودن. اون گل لحظه آخری باجو به نیجریه و تلافی گل رشیدی یکینی و کشیدن بازی به وقت اضافه توی یک هشتم. چقد جام 94 با اون آهنگش نوستالژی داره، به قول دوستمون بعد اون هیچ جامی دیگه جام جهانی نشد آخه جدی جدی دهه شصتیا داریم پیر میشیم.
۲۱ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۰۰:۳۱:۱۷
پاسخ
0
126
مهدی
پسر پیر شدیم.منم با باجو عاشق ایتالیا شدم .بهترین جامی که تو زندگیم دیدم 94بود و بس
۲۱ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۳:۵۱:۰۵
1
14
مسعود
آره انصافا تیم بینظیری بود. امانوئل آمونیکه، دانیل آموکاچی، رشیدی یکینی، پیتر روفاهی و .... اون فریادهای یکینی که توی دروازه تور دروازه رو گرفته بود هنوز جلو چشممه. ببینید یه خبر از باجو چجوری خاطرات ما دهه شصتیارو زنده کرد و هممونو دور سفره نوستالژی جمع کرد. به قول دوستمون گئورگه هاجی که اون موقع میگفتن هاگی واای اون گل پای چپش به کلمبیا. توماس برولین مارتین داهلین یوردان لچکف، بازی هلند برزیلو ببتو و شوت برانکو، پاس سینیوری و گل زاویه بسته باجو به اسپانیا، گل سعید العویران به بلژیک ژستای کنت اندرسون بعد گلزنی، لباس گل گلیه خورخه کمپوس، بیرون پاهای روماریو، آخی آلکسی لالااس:)))، رودی فولر سیبیل قشنگ محبوب با گلاش به بلژیک جدیت استویچکف و ... و... و .... آخرشم اشکای معصومانه بچگی ساعت 4 صبح بابت خراب شدن پنالتی روبرتو باجیو روده درازی شد ولی خوب این چهل تیکه خاطرات فوتبالی توی وجودمون ته نشین شده. گاهی یه بهونه میاد همش میزنه و حسرت اون روزگار گر میگیره
۲۱ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۵۳:۱۶
0
21
منطق
آخ گفتی!! ولی خداییش بااینکه عاشق اون تیم ایتالیا94بودم ولی وجداناً داور حق نیجریه رو خورد توی اون بازی بلداون نسل طلاییه نیجریه دیگه هیچ تیم آفریقایی ای نتونست تااون حد تنه ب تنه ی بزرگان فوتبال جهان بزنه
۲۱ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۰۳:۱۴:۵۷
2
20
حمیدرضا
ینی عاشق این مرور تیماشم باجوی دوس داشتنی، فیو، یووه، میلان،برشا، اینتر، بولونیا، ی مقایسه تیمی بخوایم بکنیم ب ترتیب این میشه تراکتور، سپاهان، پرسپولیس، صنعت نفت، استقلال، پیکان، مرسی ک فرزاد حاتمی ای
۲۱ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۰۰:۱۱:۴۴
پاسخ
72
18