ویژه/ پرونده ای برای فیلم ها و سریالهای ورزشی/ خون ورزش در رگ سینما و تلویزیون

ویژه/ پرونده ای برای فیلم ها و سریالهای ورزشی/ خون ورزش در رگ سینما و تلویزیون

12680
19:55
10 اردیبهشت 1394
در این پرونده سعی کرده ایم نگاهی کلی به فیلمها و سریال های ورزشی داشته باشیم، شاید شما که این پرونده را خواندید، دلتان خواست دوباره این فیلم ها و سریالها را حتی از طریق اینترنت هم که شده ببینید.

وب سایت رسمی برنامه نود- فیلم ها و سریال ورزشی زیادی در سینما و تلویزیون پخش شده اند.

به گزارش وب سایت برنامه نود،  در این پرونده سعی کرده ایم نگاهی کلی به فیلمها و سریال های ورزشی داشته باشیم شاید شما که این پرونده را خواندید، دلتان خواست دوباره این فیلم ها و سریالها را حتی از طریق اینترنت هم که شده ببینید.شاید کسانی باشند که با دیدن فیلمها و سریالها رو به ورزش آورنده اند و اصلا فوتبالیست و کشتی گیر و دونده وخلاصه ورزشکار حرفه ای شده اند. 

پخش سریال پایتخت سه با محور کشتی و تا حدودی فوتبال که نوروز 93 روی آنتن شبکه یک رفت و یا حتی سریال طنز پژمان که دو سال پیش پخش شد و پژمان جمشیدی بازیکن سابق فوتبال محورش بود  و حتی چند بازیکن سابق دیگر وارد مسیر سریال شدند و کار را جذاب تر کردند و یا سریال سه پنج دو که آن هم مایه هایی از طنز داشت، توانست نگاهها را بیشتر به سمت موضوع ورزش در سریالها جلب کند.

 

به عنوان مثال سریال پایتخت سه با محوریت کشتی، همچنان برای بینندگان جذاب است و دیگر شبکه ها درنوروز امسال آن را بازپخش کردند. بازی خوب بازیگران این مجموعه به خصوص محسن تنابنده و احمد مهران فر و همچنین علیرضا خمسه، ریما رامین فر و دیگر بازیگران این مجموعه چشم گیر بود و در بخشهای ورزشی سریال به خصوص در بخش کشتی، تنابنده با سه ماه تمرین در هیات کشتی استان تهران به فنون کشتی مسلط شد و بازی بسیار خوبی را به نمایش گذاشت. به بهانه پخش این سریال که مورد توجه قرار گرفته و حتی در شبکه های اجتماعی صفحاتی به نام این سریال ساخته شده و گویش ها و اصلاحات و جملاتی که در این سریال به کار می رفت، همچنان ورد زبان مردم کوچه و خیابان شده است. یا حتی سازندگان سریال کلاه قرمزی و پسرخاله هم در روزهای جام جهانی فوتبال در برزیل چند قسمت مربوط به جام جهانی و فوتبال را روی آنتن بردند.

 

پرونده ای کلی درباره فیلم ها و سریالهایی که در تاریخ سینما و تلویزیون ایران با محوریت ورزش و یا فیلم ها وسریالهایی با حضور ستارگان ورزش ایران ساخته شده می اندازیم. در هر حال به نظر می رسد سریال پایتخت سه در میان همه فیلم ها و سریالهای دیگر موفق تر عمل کرده است.

بي‌عشق هرگز با حضور عزيز اصلي 

مرحوم عزيز اصلي دروازه‌بان مشهور دهه 40 پرسپوليس و دارايي، اولين ورزشکاری بود که  وارد عالم هنر و سینما شد. در سال 44 با پيشنهاد مرحوم ساموئل خاچيكيان کارگردان معروف سینمای ایران وی در فيلم بي‌عشق هرگز بازي كرد. مرحوم ساموئل خاچيكيان درباره انتخاب عزیز اصلي ملقب به عزیز فنی برای فیلم بی عشق هرگز براي فيلمش در مصاحبه ای گفته بود:« عزیز اصلی هرگز چهره‌اي سينمايي نداشت اما من خيلي به فوتبال علاقه داشتم. زماني كه تيم ملی روماني برای انجام یک بازی دوستانه به ایران آمده بود، ايران در نيمه اول سه-چهار گلی خورد، دروازه‌بان ایران در آن بازی بياتي بود ولي نيمه دوم عزيز اصلي به جای او وارد زمین شد و من هم برای اینکه به او روحیه بدهم به او پیغام دادم که از پشت دروازه به او بگویند که اگر گل نخورد، در فیلم بعدی ام از عزیز اصلی استفاده  دروازه قرار گرفت. من به او پيغام دادم اگر گل نخورد او را به فیلمم خواهم برد.عزیز اصلی مثل لقبش فنر بالا و پایین می پرید و آنقدر خوب عمل کرد و خوب شیرجه رفت که ایران در نیمه دوم اصلا گل نخورد. من هم به قولم وفا کردم و در فیلم بی عشق هرگز به او بازی دادم و او هم که به فنون رزمی به خصوص بوکس آشنایی ویژه داشت خیلی خوب هم بازی کرد و فیلم در سال 45 خیلی خوب فروخت.» عزیز اصلی پس از این فیلم و در فاصله سالهای 44 تا 50 بازی کرد و در چند فیلم هم به همراه بیک ایمان وردی، در صحنه های بزن بهادر ظاهر می شد و همیشه کارگردانان به او نقش های منفی می دادند. البته این ماجرا به خاطر چهره عزیز اصلی هم بود.

 

ببر مازندران با حضور امامعلي حبيبی 

امامعلي حبيبي دارنده مدال طلاي كشتي جهان و المپيك، هم در فیلم های سینمایی بازی کرده است و اتفاقا کارگردان این فیلم هم ساموئل خاچیکیان بوده، این فیلم در سال 1347 اکران شد و نام جالبی داشت. نامی که هادی عامل گزارشگر کشتی هم بعضی وقتها از آن در گزارشهایش استفاده می کند. فیلم ببر مازندران فیلمی بود که ساموئل خاچيكيان برداشتي از زندگي خود حبیی را روی پرده نقره ای آورد. در همان زمان، هم ورزشکاران مورد توجه مردم بودند و حتی حبیی هم نماینده مجلس شورای ملی هم شده بود. البته این اولین و آخرین حضور امام علی حبیبی در سینما نبود، آنطور که در منابع آرشیوی سینمای ایران موجود است، امامعلی حبیبی در تا اواخر دهه 40 در سه فیلم ديگر به نام‌هاي جهنم سفي347، آدم و حوا و فیلم رام كردن مرد وحشي هم بازي كرد که بازیهای بسیار خوبی هم از خودش به نمایش گذاشت.

 

 

علف‌هاي هرز با حضور محراب شاهرخي 

 

مرحوم محراب شاهرخي، بازيكن سال‌هاي دور تيم ملي ايران و پرسپوليس هم پایش به پرده نقره ای باز شده بود و باعث شده بود تا طرفداران پرسپولیس گیشه های سینمایی را برای دیدن ستاره تیمشان تسخیر کنند. البته آن زمان استفاده از ورزشکاران در فیلم ها یک تاکتیک بود تا تماشاگران ورزش را به سینما بکشانند. شاهرخی البته دوست داشت که وارد سینما شود و به همین دلیل او در فیلم علف های هرز بازی کرد و این اتفاق در سال 1355 افتاد. این اولین و آخرین فیلم محراب شاهرخی بود. ماجرای حضور محراب شاهرخی هم در این فیلم به این ترتیب بود که در همان سال 55 فرزان دلجو قصد داشت فيلم جديد خود را بسازد. دعوت از يک فوتباليست براي بازي در اين فيلم در دستور کار دلجو بود. تجربه حضور ورزشکاراني مثل ايلوش خوشابه غاميرارسلانف، محمدعلي فردين، سعيد راد، رضا بيک ايمانوردي، حبيب الله بلور، امامعلي حبيبي در سينما کاملاً موفق بود.محراب در فيلم «علف هاي هرز» نقش دوست بامعرفت بازيگر نقش اول فيلم را بازي کرد و بازی بسیار خوبی را به نمایش گذاشت. بازيگري که درگير يک عشق ريشه دار و بیماری سرطان بود و بر اثر اين بيماري در فيلم مورد نظر فوت شد. متاسفانه 16 سال بعد و در سال 1371 هم محراب شاهرخی هم به دلیل سکته مغزی درگذشت.

 

ماجرای شش تایی ها در فیلم ممل آمریکایی 

بازی تاریخی تیم های تاج و پرسپولیس هم که با نتیجه شش بر صفر به سود پرسپولیس در شهریور52 به پایان رسید هم به نوعی به سینما ربط پیدا کرده است. شاپور قریب کارگردان فیلم ممل آمریکایی می خواسته صحنه قالپاق دزدیدن بهروز وثوق را در نمایی چشمگیر در پارکینگ ورزشگاه آزادی بگیرد به همین دلیل براي فيلمبرداري صحنه قالپاق دزدي نياز به پاركينگ پر از اتومبيل ورزشگاه آزادی داشت. ورزشگاه هم تازه افتتاح شده بود و پارکینگ تا روز بازی تاج و پرسپولیس پر نمی شد. در این همین روز که بازی انجام می شده و تلویزیون می خواست از بازی فیلمبرداری کند، اما به دلیل تازه ساز بودن ورزشگاه، مشکلات قطعی برق وجود داشت و البته همزماني بازي با رقابت هاي جهاني كشتي آزاد 1972 در تهران باعث شد تا آنها کشتی را به فوتبال ترجیح دهند و به همین دلیل که کشتی هم در ایران آن روزها به اندازه فوتبال طرفدار داشت بکشتی از تلویزیون پخش شد. عطاالله بهمنش گزارش تاج و پرسپولیس را از رادیو بر عهده گرفت و حتی از رادیو هم سعی می کرد شنوندگان را در جریان نتایج کشتی قرار دهد. در حالی که همه می گویند هیچ فیلمی از این بازی وجود ندارد اما برخی به دلیل حضور تیم کارگردانی شاپور قریب، در ورزشگاه آزادی همه می دانند که از این بازی فیلمبرداری هم شده است. شاپور قریب در مصاحبه ای پیش از مرگش در باره این صحنه ها گفته است:« فيلمبرداري سكانس قالپاق دزدي ممل خيلي زود به پایان رسید و بهروز هم سریعا رفت تا به کار خودش برسد.چیز خاصی هم نبود و صحنه عجیب و غریبی هم نبود.فکر کنم برای بازی کردن در یک فیلم دیگر لوکیشن را ترک کرد.جایی هم بودیم که زیاد شلوغ نبود و صحنه خوبی هم از کار درآمد.بعد خیلی اتفاقی به ذهنمان رسید که به دیدن بازی برویم و از بازی فیلمبرداری کنیم.حتی به ذهن من آمد که در تیتراژ هم از فیلم بازی تاج و پرسپولیس استفاده کنیم. بعد که فضا رادیدم گفتم حتما در فيلم صحنه هاي بازي را هم استفاده كنم، یک دوربين را به كنار زمين فرستادم.» این همان دوربین معروف است که مرحوم مرتضی احمدی از آن نام می برد.تنها دوربيني كه می گویند توانست چهار گل از شش گل آن بازي را ثبت كند.اما قریب جملات مهم دیگری هم گفته است:«مرحوم ساموئل خاچيكيان، كارگردان موفق سالهاي بعد سينماي ايران، در آن زمان كار تدوين فيلم من را برعهده داشت و پايين  بودن كيفيت تصاوير آن بازي، باعث شد كه خاچيكيان به جاي صحنه هاي داربي، بخش  هايي از بازي تيم هاي ملي ايران و برمه را به فيلم «ممل آمريكايي» اضافه کند و فيلم روي پرده اكران رفت.نور متاسفانه به خوبی تنظیم نبود و چون در آن دوربین قوی برای ثبت حرکات سریع بازیکنان نبود صحنه ها بی کیفیت از کار درآمده بودند.» البته نزديكان مرحوم خاچيكيان بعدها گفتند وي تا آخرين سال هاي عمرش هم، تنها نسخه اي كه از گل هاي اول تا چهارم آن بازي داشت را به خوبي نگه داشته بود اما در کل فیلم ها کیفیت زیادی نداشته است. پس از مرگ خاچیکیان، متاسفانه همین نگاتیو هم گم شد.

خط پایان با حضور ایرج طهماسب 

پس از انقلاب اولین فیلم ورزشی که با محور ورزش ساخته شده، فیلم خط پایان بود. فیلم «خط پایان» به کارگردانی محمدرضا طالبی در سال 64 یکی از فیلم های موفق ورزشی است. در روزهای جنگ تحمیلی، هنوز ورزش آنقدر جذاب بود که فیلمی سینمایی درباره ساخته اش شود و بینندگان را به سینماها بکشاند.ایرج طهماسب و حمید جبلی آن روزها هم زوج بودند و در این فیلم بازی کردند.داستان فیلم ماجرای یک دوچرخه سوار است که با نقش اول طهماسب در یک فیلم که تصاویری آرشیوی از بازیهای آسیایی تهران را دارد، فضای ورزش ایران را پیش از انقلاب نشان می دهد. در این فیلم گزارشگری هست که صحنه های بازیهای آسیایی و مسابقات دوچرخه سواری را آنقدر زیبا گزارش می کند که از چند بار شنیدنش سیر نمی شوید. او کسی نیست جز عطاالله بهمنش، گزارشگر معروف رادیو و تلویزیون. داستان فیلم جذاب است  و به این شرح است که خلیل سمندر کارگر یک کارگاه تولیدی لباس، شیفته دوچرخه سواری و عضویت در باشگاه ایران جوان است. او با وساطت هوشنگ رئیس باشگاه ایران جوان به عنوان ذخیره وارد باشگاه و در مسابقه ای اول می شود. اما به دلیل ناراحتی قلبی از شرکت در مسابقات آسیایی باز می ماند. در همین زمان قراب رئیس باشگاه کاخ که وابسته به دربار است، با اتومبیل محمدی را مصدوم می کند. او به دلیل ضربه مغزی بستری می شود. خلیل سمندر و دوچرخه سواران باشگاه ایران جوان برای تامین هزینه درمان او مسابقه ای ترتیب می دهند. در این مسابقه خلیل از رقیب خود، که برای باشگاه کاخ رکاب می زند، پیشی می گیرد و قهرمان می شود. فیلم در دهه 60 بسیاری از علاقه مندان را به سینماها کشاند.

 

 

به سوي افتخار با حضور مجيد سبزي و غلام فتح‌آبادي 

سريال به سوي افتخار اولين سريالي بود كه پس از انقلاب با موضوع فوتبال در اواسط دهه 70 از شبکه سوم پخش شد. کارگردان این سریال هم سیروس مقدم، کارگردان سریال پایتخت بود. البته داستان این سریال برگرفته از اتفاقات روز فوتبال ایران در آن روزها بود و به نوعی تیپ ها برگرفته از ستاره های فوتبال ایران بود. اين سريال داستان یک مربی بزرگ و با اخلاق فوتبال بود که حاضر به باج دادن به مافیای فوتبال ایران نشد واز تیم دسته اول به یک تیم دسته سوم رفت و توانست آن تیم را با همه مشکلاتش به فینال جام حذفی باشگاههای کشور برساند. نام این تیم بنیاد بود و تیم قبلی سرمربی که نقش آن را داریوش ارجمند بازی می کرد، ستاره نام داشت. ارجمند در این سریال نقشی مثبت داشت و سیاوش طهمورث به عنوان سرمربی تیم ستاره که جای ارجمند را گرفته بود نقش منفی داشت. در این سریال همسر ارجمند، ناراحتی کلیوی داشت و همین وضعیت زندگی ارجمند را تراژیک می کرد. مرحوم مجید سبزي و غلام فتح‌آبادي دو بازيكن سابق پرسپوليس بودند كه اواسط دهه 70 جلوي دوربين سيروس مقدم رفتند. با این سریال دوباره حضور ورزشکاران در عرصه سینما و تلویزیون به جریان افتاد. فینال این بازی در صبح بازی استقلال وپرسپولیس در داربی پاییزی سال 75 فیلمبرداری شد و حدود 70 هزار نفر در ورزشگاه آزادی شاهد فیلمبرداری قسمت آخر سریال به سوی افتخار بودند. همان دربی که ادموند بزیک در دقیقه 88 گل برتری پرسپولیس را به ثمر رساند و قرمزها پس از هفت سال آبی ها را شکست دادند. سریال در سال 74 و 75 فیلمبرداری و ساخته شد و در نهایت در قسمت آخر، این تیم بنیاد بود که ستاره را در ضربات پنالتی شکست داد. در این سریال اکبرعبدی، نقش یک واسطه فوتبال را بازی کرد و یک بنگاه خرید و فروش اتومبیل داشت و به نوعی بنگاه سورتمه علی پروین را به یاد می آورد. برخی بازیگران هم با مدلهایی شبیه به بازیکنان آن زمان مثل علی اکبریان، مجتبی محرمی بازی می کردند. نقطه ضعف بزرگ سریال در آن زمان، عدم صداگذاری سر صحنه بود و سریال با دوبله روی آنتن رفت. البته دوبله هم با تاخیر انجام شده بود. سریال به سوی افتخار سال گذشته از شبکه آی فیلم بازپخش شد.

 

 

 

یاسهای وحشی با فضای رزمی 

فیلم سینمایی یاسهای وحشی در سال 1376 ساخته شد. این فیلم یک فیلم ورزشی به سبک رزمی با کارگردانی محسن محسنی نسب و با بازی بازیگرانی چون جعفر دهقان ، احمد میررفیعی و  سید جواد هاشمی روی پرده رفت و دارای صحنه ای بسیار زیبای مبارزه است که شاید به همین دلیل پرفروش هم شد. داستان فیلم از این قرار است که چندین رزمی کار به جبهه می روند تا در جنگ با عراق حضور داشته باشند. پس از آتش بس، یکی از این دوستان بخاطر شیمیایی شدن در جبهه برای درمان به انگلیس فرستاده می شود. سایر دوستان هم مدتی بعد می فهمند که یک تورنمنت مسابقات آزاد در لندن قرار است برگزار شود. هم به خاطر عیادت دوستشان و هم بخاطر شرکت در این تورنمنت یکی از آنها علی (جعفر دهقان) در این تورنمنت به لندن می روند. در لندن می فهمند که یک ایرانی در مقیم لندن  به عنوان نماینده بریتانیا در مسابقات حضور دارند و نامش رضا فاطمی( احمد میررفیعی نقشش را بازی می کند) است. مسابقات شروع می شود و مبارزات زیبا و جذابی در این فیلم نشان داده می شود. در یکی از مسابقات علی به نماینده رژیم صهیونیستی با نام مایکل جردن که فردی ناجوانمرد است و حریفان قبلی را کشته است برخورد می کند. در مسابقات آزاد رزمی، ممکن است افرادی هم کشته شوند. در نهایت علی که نماینده ایران است و اسراییل را به رسمیت نمی شناسد، کناره گیری می کند. ولی جردن خارج از میدان مبارزه با چند رزمی کار دیگر نقشه می ریزد که علی را بکشد. در نهایت در یکی از خیابانهای خلوت لندن درگیری پیش می آید اما علی و چند رزمی کار ایرانی دیگر گوردن اسراییلی را کتک می زنند. در لحظاتی که جردن می خواهد زیر دست و پای علی جان بدهد، به چشمان رزمی کار ایرانی اسپری سمی می پاشد و فرار می کند. سپس علی به بیمارستان برده می شود و دکترها به او می گویند که احتمال کور شدندش وجود دارد. اما رضا فاطمی که ایرانی است اما مقیم لندن است و برای تیم ملی انگلیس مبارزه می کند در نهایت در فینال با مایکل جردن روبرو می شود. در این مدت رضا فاطمی با رزمی کارهای تیم ایران دوستی خاصی پیدا کرده است. در نهایت رزمی کاران ایرانی به او می گویند که نباید اسراییل را به رسمیت بشناسد و با جردن مبارزه کند اما رضا فاطمی اعلام می کند که فقر مالی شدید دارد و به همین دلیل تصمیم به مبارزه می گیرد تا قهرمان شود و جایزه اول را ببرد اما قبل از بازی فینال دوستان جردن زن رضا فاطمی را در رختکن به گروگان می گیرند و به رضا فاطمی اعلام می کنند که اگر جردن را ببرد، زنش کشته می شود. فاطمی هم روی رینگ می رود تا بازی را به جردن ببازد و فقط از او کتک می خورد. دوستان ایرانی فاطمی که همه رزمی کار هستند به امتیاز دادنهای او مشکوک می شوند، چون زن رضا در جایگاه تماشاگران نیست متوجه می شوند ممکن است برای همسرش اتفاقی افتاده باشد و به همین دلیل برای نجات زن او تلاش می کنند و در نهایت متوجه می شوند و به رختکن می روند و موفق می شوند همسر فاطمی را در یک عملیات رزمی نجات بدهند. همین که فاطمی زنش را می بیند، جان تازه ای می گیرد و جردن زیر دست و پای او جان می دهد تا رضا قهرمان شود. البته پایان فیلم، زندگی حسابی شیرین می شود و هم چشمان علی شفا پیدا می کند و رضا فاطمی هم به ایران برمی گردد تا برای تیم ملی ایران بازی کند. ضمن اینکه دوست شیمیایی شان هم در لندن شهید می شود.این فیلم مبارزه های خوبی دارد و اتفاقا بخش هایی از مبارزه ها در سایت ها و شبکه های اجتماعی بازنشر می شود. فیلم در زمان خودش یکی از پرفروش ترین های گیشه لقب گرفت.