یادداشت به بهانه خداحافظی آقای مهندس/ انسان در محدودیت‌ها ستاره می‌شود

یادداشت به بهانه خداحافظی آقای مهندس/ انسان در محدودیت‌ها ستاره می‌شود

5345
13:48
20 اسفند 1397
وقتی هنوز چهره سیاه سوخته و قامت ریزنقشش در میان اهالی فوتبال شناخته شده نبود؛ آوازه پاس‌ها و ارسال‌هایش در ورزشگاهها پیچیده بود.

وقتی هنوز چهره سیاه سوخته و قامت ریزنقشش در میان اهالی فوتبال شناخته شده نبود؛ آوازه پاس‌ها و ارسال‌هایش در ورزشگاهها پیچیده بود و هواداران فوتبال در روزهای فقدان پاسور، از جوانکی حرف می زدند که نبض زمین در ساق‌هایش است. ساق‌های این بازیکن برای هر مهاجم غنیمتی بود تا جایی که جواد خیابانی برای اولین بار به  او لقب "مهندس" فوتبال بدهد. ایمان مبعلی فوتبالیست عجیبی است. در عین ادب و بزرگی، رفتار و شخصیتی دارد که به نظر می رسد آدم بی خیالی است، اما این گونه نیست. در پس این چهره بی تفاوت و سرد، مردی قرار دارد که گویی زندگی‌اش با موفقیت عجین شده است؛ چیزی که از او یک فوتبالیست خاص خلق کرده است. فوتبالیستی که هرچه به روزهای پایانی دوران ورزشی‌اش نزدیک‌تر می‌شد، بیشتر استعدادهای خاص خود را بروز می‌داد. هافبک خلاق و بازیساز فوتبال ایران، از نسل خاصی از بازیکنان فوتبال ایران برآمده است. او متفاوت است؛ عمیق فکر می‌کند و شاید یک فیلسوف فوتبال هم باشد. ایمان در حالی وارد دنیای فوتبال شد که در سنین نوجوانی دوران تلخی داشت. عاشق توپ بود و برای فوتبال جان می‌داد. کسی که پشت دیوار ورزشگاه تختی ایذه می‌نشست تا یک توپ از دیوار ورزشگاه رد شود و آن را در آغوش بگیرد، لمس کند و ببوسد. او همانقدر دلبسته و علاقه‌مند به شهرش است که عاشق حرکات نمایشی بود، آنقدر روپایی و کارهای تماشایی میکرد تا از حال می‌رفت. نوجوان ایذه‌ای وقتی به اهواز رسید تا در تمرینات استقلال اهواز شرکت کند، نه کفش خوبی داشت و نه روزهای خوبی را سپری می‌کرد.  او باید در روزهایی که برای تیم استقلال اهواز بازی می‌کرد، برای آینده‌اش تصمیم مهمی می‌گرفت. مبعلی که سال 1378 با پیراهن جوانان استقلال اهواز و با مربیگری سیروس پورموسوی و ناجی عچرش به قهرمانی جوانان ایران رسیده بود، چشم مدیران وقت باشگاه تازه تأسیس فولاد را گرفت و بازی کردن در فولاد را انتخاب کرد. او چیزی را تغییر نداد و به همان کاری ادامه داد که دوست داشت انجامش دهد. کاری که او را به بزرگی می‌رساند. ایمان می دانست بازیکن بزرگی می‌شود و اجازه نداد بی پولی، مانع رسیدن به آرزوهایش شود.

یکی از روزهای تلخ فوتبال پسر ایذه‌ای یک اتفاق غم انگیز است که هنوز هم وقتی راجع به آن صحبت می‌شود، ناگهان از چشم‌هایش اشک می‌آید. اتفاق تلخ زندگی ایمان، از دست دادن پدرش در اوج مسابقات آسیایی بود. ایمان مبعلی فوتبالش را مدیون سرهنگ مناجاتی و حضور در تیم ملی جوانان است. او درست در روزهایی که در مسابقات آسیایی بوسان به کویت گل زد، رسماً خودش را به عنوان یک متخصص ضربه آزاد به فوتبال ایران معرفی کرد. سپس گلی که در بازی دوستان امید ایران با امید ژاپن به این تیم زد، اوج هنرنمایی‌اش بود به طوری که محمدمایلی کهن آنقدر به وجد آمد که گفت: «ضربه ایمان دست کمی از ضربات دیوید بکهام نداشت. او حتی بهتر از بکهام و خیلی از بازیکنان دیگر اروپایی ضربه کاشته می زند».  شماره پیراهن مبعلی این تصور را به وجود آورد که او به پیروی از بکهام این شماره را انتخاب کرده است اما او عاشق پابلو آیمار است. با این حال ویژگی‌های او و نوع بازی‌اش آدم را به یاد بازیکنان بزرگتری می‌اندازد.

حدود سیزده سال قبل در چنین روزهایی، خط میانی فولاد در لیگ چهارم، روی کاکل معبلی می‌چرخید. بازیکن ریزنقشی که با گل‌های متوالی‌اش کمک زیادی به قهرمانی فولاد در لیگ برتر کرد. مبعلی بعد از قهرمانی با فولاد در فوتبال ایران، به امارات رفت. او چندین فصل در تیم‌های مختلف اماراتی بازی کرد و یک فصل هم همراه با الشباب امارات قهرمانی در لیگ این کشور را تجربه کرد. ایمان بعد از بازگشت به فوتبال ایران، دیگر طعم قهرمانی در لیگ برتر را نچشید و فقط یک قهرمانی همراه با نفت تهران در جام حذفی بدست آورد. استقلال خوزستان آخرین باشگاهی است که درلیگ هجدهم مبعلی برای آن به میدان رفت. مبعلی در فوتبال ایران روزهای تلخ هم داشت؛ همان تکل معروف وسط زمین روی پای علی دایی در بازی سوپرجام و کارت قرمزی که مسعود مرادی به او داد و حاشیه‌هایی که بعد از آن بازی پیش آمد. خیلی‌ها دلیل عدم حضور مبعلی در جام جهانی 2006 آلمان را آن تکل می‌دانند. 

ایمان برای فولادی‌ها و خوزستانی‌ها تنها یک اسم، یک خاطره و یا یک بازیکن معمولی نیست، ایمان رمز پیوستن خیل عظیمی از هواداران خوزستانی به تیم فولاد بود. او که خاطرات خوشی از حضور در تیم‌های خوزستانی و کنار فولادی‌ها دارد، مجددا به فولاد آمده تا بازهم در تیم قرمزپوشان خوزستانی و در کنارافشین قطبی به عنوان مربی به فولاد کمک کند. خاطراتی که مبعلی با تعصب، غیرت، تلاش و جدیت طی سالیان گذشته با پیراهن‌های باشگاه‌های مختلف و پیراهن مقدس تیم ملی برای همه ما ساخته، هرگز فراموش نخواهد شد. امید که فوتبال خوزستان در فرداهایی که به زودی از راه می‌رسند؛ شاهد موفقیت‌های او در مربیگری باشد. به قول آن جمله معروف انسان همیشه در محدودیت‌ها ستاره می‌‌شود.

نظرات کاربران
Wien
یکی از فوتبالیستهایی که بمعنای واقعی بحق خودش نرسید و حداقل حقش بازی در جام جهانی بود،کمتر بازیکنی پیدا میشه که ۴ جام ملتهای آسیا را بازی کرده باشه که ایمان مبعلی جزو معدود بازیکنهایی است که چهار جام ملتها بازی کرده بود،ولی حیف مبعلی هم مثل اکثر بازیکنان خوزستانی بعد از انقلاب ،که خیلی زود سیر میشوند،او هم کوشش آنچنانی نکرد که از حالت خوب به حالت عالی تبدیل بشه،فقط فرقش این بود که عقبگرد و افت هم نداشت و در همان حالت خوب باقی موند.
۲۰ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۴۷:۰۳
پاسخ
2
22
Hedye
پسر بی حاشیه حدا بهمرات
۲۰ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۵۳:۵۳
پاسخ
2
39
ARYOBARZAN
مبعلی خیلی خوب مهندس واقعی فوتبال ایران...
۲۰ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۶:۰۲:۱۱
2
22